برکات قیمت گذاری منصفانه

برکات قیمت گذاری منصفانه
1393/09/16
نمایش محتوای مرتبط
برکات قیمت گذاری منصفانه

یادداشت های ویژه محمد رضا رامخو (مدیرعامل شرکت رونیکس)

بسیاری از برند ها هزینه تبلیغات گسترده خود را به مصرف کننده تحمیل می کنند اما رعایت انصاف در قیمت گذاری نکات

مثبتی را در پی دارد که برکات آن همچون موج به سازمان باز می گردد .

روند تولید، واردات و عرضه کالا به بازار شامل مراحل بسیاری است. در این میان قیمت گذاری یکی از دقیق ترین و حساس ترین بخش هاست و اهمیت آن از دو بعد قابل بررسی است. نخست اینکه قیمت گذاری باید به گونه ای انجام شود که هزینه های تولید و واردات کالا را پوشش داده و علاوه بر آن سود شرکت را نیز تامین نماید. اما قیمت گذاری باید از دیدگاه مصرف کننده هم منطقی و قابل پذیرش باشد. یعنی مصرف کننده بنا به کاربرد محصول و نیاز خود و البته سطح درآمدش امکان خرید آن را داشته باشد.

مدیران در مواجهه با بازار و قیمت گذاری عموما از دو سیاست کلی پیروی می کنند

-1 افزایش قیمت جهت جبران هزینه های تبلیغات، جشنواره ها و پروموشن ها

-2 رعایت انصاف و قیمت گذاری هوشمندانه به نحوی که این قیمت منصفانه شامل همه لایه های فروش گردد. یعنی عمده فروش، خرده فروش و مصرف کننده همگی از این جریان منتفع شوند.

به کارگیری سیاست اول یعنی افزایش قیمت و سپس برگزاری جشنواره های پرهزینه، اگرچه موجب رضایت لایه های ابتدایی (عمده فروشان) و تا حدی هم خرده فروشان است، اما نهایتا موجب آسیب به مصرف کنندگان می شود. اما به کارگیری سیاست منصفانه دوم نه تنها تمامی لایه های فروش بلکه خود سازمان را نیز شامل می شود. چرا که تناسب قیمت باکیفیت و بودجه خریدار، حجم فروش را افزایش می دهد. پس کالا زودتر از مغازه ها خارج شده و به دست مصرف کننده می رسد. می توان مسئله را چنین باز کرد که زمانی که قیمت کالا یا خدمات بالا باشد، مسلما قشر محدودتری را جذب خود خواهد کرد. اما قیمت منصفانه مخاطبین بیشتری دارد.

به عبارت ساده تر فروش بالا، سود کم را جبران می کند.

فروش بیشتر برای سازمان ها برکات دیگری نیز دارد. چنانچه کالایی که با اقبال خریداران مواجه شده، دارای کیفیت مطلوبی باشد، مصرف کننده سریع تر نسبت به کیفیت کالا آگاه خواهد شد و این همچون موجی است که مجددا به سازمان باز می گردد.

عواملی که منجر به فروش بیشتر می شوند عبارتند از:

  • انتخاب کالای مورد نظر با توجه به نیاز مصرف کننده
  • انتخاب درست تولید کننده
  • سفارش درست و به اندازه
  • تعیین زمان مناسب رسیدن کالا
  • قیمت گذاری مناسب
  • خدمات حمایتی (پس از فروش(

در نهایت فروش بیشتر باعث افزایش تقاضا شده و افزایش تقاضا وصول مطالبات را تسهیل می کند و این همان سرمایه ای است که به سازمان بازگشته و دوباره تبدیل به کالا می شود. هرچه این چرخه بهتر و سریع تر کار کند روند رو به رشد سازمان،چه از بعد مادی و چه از بعد معنوی شدت می گیرد. و این یعنی این که ثمره اش به خود مجموعه باز می گردد.

بر طبق اصلی کلی که در تمام جنبه های هستی حاکم است خوب خواستن و خیرخواهی برای دیگران باعث می شود که خدا، طبیعت و تمام  هستی به فرد کمک کنند و درنهایت خود اوست که از ثمره این نیک اندیشی بهره مند می گردد. خوب خواستن در تجارت و بازار می تواند عرضه کالای با کیفیت یا رعایت انصاف در قیمت گذاری باشد. حتی انگیزه خدمات حمایتی نیز ریشه در همین خیرخواهی دارد. این اصل لازمه پیشرفت هرکس در هر حوزه ای است. تنها تفاوت در نحوه اجرایی کردن این باور و یا تقسیم سهم هر یک از عوامل رشد است. ممکن است فردی سهم بیشتر و بخش بزرگ تر را به کیفیت اختصاص دهد و در کنار آن از سهم تبلیغات چشم پوشی کند و یا دیگری تبلیغات را در اولویت قرار داده و درنهایت برای جبران هزینه ها مجبور به افزایش قیمت کالای خود گردد. اما صحیح ترین روش در اینجا، همچون تمام موارد دیگر زندگی، رعایت تعادل و موازنه بین تمام عوامل مطرح در رشد است. البته نباید فراموش کرد که تبلیغات اگر پایه و اساس صادقانه نداشته باشد رقابت سالم را از بین می برد. و این مسئله دو دلیل مهم دارد:

  • تبلیغات دروغین مانند فریاد زدن بی موقع است و فقط باعث از بین بردن اعتبار شرکت ها و سلب اعتماد دیگران نسبت به کالای عرضه شده توسط آن ها می گردد.
  • تبلیغات غیر واقعی بزرگ جلوه دادن و از درون تهی بودن است. ممکن است این روش در برهه ای از زمان باعث فروش خوب یا رشد چشمگیر شود اما بی گمان این رشد موقتی و گذراست.
ارسال نظر
نظرات کاربران